|
حالی، نوائی، زمانی
|
|
یه همکار رومانیائی دارم که با هم رفت و آمد خونوادگی داریم. مدیری وارد، فروتن و چند بُعدی. آندره نویسنده خوبیه و دو کتاب هم به انگلیسی چاپ کرده. ورزشکار و موزیسین هم هست، یعنی کلاٌ آدمیه که تو عرض و طول زندگی دویده. از اون آدمائی که هستن تا من از بودنم خجالت بکشم.
دیروز سر کار بهم گفت: "امشب برنامهتون چیه؟ بابام یه بطر توئیکای اعلا فرستاده، بیائین تهشو در بیاریم". توئیکا Tuica یه نوع برندی رومانیائیه که معمولاً از آلو درست میشه و خیلی قویه. بیشتر کشورهای اروپای شرقی یه همچین چیزی دارن و هر کی هم میگه مال ما بهتره. ولی مطمئناً گیرائی همشون از پسته و زعفرونهائی که من به آندره دادم بیشتره. کوک بودم و کمکم داشت ویزای ورودم به عالم هپروت صادر میشد. آندره ویولونشو آورد و شروع به زدن کرد تا خماری مکرر بشه. نمیدونم آهنگ چندم بود که من با سرعت نور هبوط کردم به زمین! یه جور اتصال کوتاه. اون آهنگی که آندره میزد یادآور چیز خوشایندی از اوایل دهۀ نچندان خوشایند شصت بود. آهنگی که بعد از سی و چند سال دوباره میشنیدم. آندره بهم گفت: اسم این قطعه Hora Staccato اثر Grigoras Dinicu موسیقیدان رومانیائیه که اوایل قرن بیستم برای ویولون نوشته. با یه جستجو تو اینترنت معلوم شد Isao Tomita ژاپنی هم این اثر رو بصورت مدرن برای سینتیسایزر تنظیم کرده. همون اجرائی که تلویزیون ایران رو تیتراژ برنامه مسابقه علمی گذاشته بود. من این برنامه رو خیلی دوست داشتم و برای شرکت در اون ثبت نام هم کردم، که البته هیچوقت نوبت به من نرسید. شما هم گوش کنین، شاید خاطرهای جمعی باشه. اجرای کلاسیک اجرای Isao Tomita تورنتو - فروردین ۱۳۹۷ ![]() |